فرهنگ آریان‌پور

تثبیت

#۵۳٬۸۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fixity

تثبیت، ثبوت، ثبات، قرار، پایدارى، استوارى

۲

fixation

تعیین، تثبیت، تحکیم، دلبستگى زیاد، عشق زیاد، خیره شدگى، تعلق خاطر، ثابت کردن

۳

confirmation

تایید، تصدیق، تائید، ابرام، تثبیت، استقرار

۴

consolidation

تحکیم، تثبیت، تقویت، ترکیب، اتحاد، قوام

۵

stabilization

پابرجا سازى، تثبیت، استوارى، ایجاد موازنه، تحکیم، پایاسازى

۶

fixing

کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون