فرهنگ آریان‌پور

تتمه

#۵۳٬۸۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

balance

ترازو، میزان، تراز، موازنه، تتمه حساب، برابر کردن، موازنه کردن، توازن، تعادل، مانده، متعادل کردن

۲

remanence

مانده، تتمه، مغناطیس پس ماند

۳

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۴

remnant

باقى مانده، بقیه، اثر، بقایا (در جمع)، آثار

۵

remainder

باقیمانده، مانده، پس مانده، غیر قابل مصرف، با تخفیف فروختن