فرهنگ آریان‌پور

تتبع‌ کردن

#۵۳٬۸۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

research

پژوهش، تحقیق، تتبع، جستجو، تجسس، کاوش، پژوهیدن، پژوهش کردن