فرهنگ آریان‌پور

ارسال کردن

#۵٬۳۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

consign

سپردن، تسلیم کردن، امانت گذاردن، ارسال کردن

۲

forward

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن