فرهنگ آریان‌پور

تپیدن قلب

#۵۳٬۸۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

beat

(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش

۲

pump

تلمبه، تلمبه زنى، صداى تلمبه، تپش، تپ تپ، با تلمبه خالى کردن، با تلمبه باد کردن، تلمبه زدن