فرهنگ آریان‌پور

تپیدن

#۵۳٬۸۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

palpitate

تپیدن، تپش کردن، تند زدن (نبض)، لرزیدن

۲

beat

(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش

۳

skip

(از روى چیزى) پریدن، ورجه ورجه کردن، از قلم اندازى، سفید گذاردن قسمتى از نقاشى، جست و خیز کردن، تپیدن، پرش کردن، رقص کنان حرکت کردن، لى لى کردن، بالا و پایین رفتن، جست، جست زدن، جست بزن

۴

pulse

تپش، ضربان، نبض، جهند زدن، تپیدن

۵

throb

تپش، زدن، تپیدن، لرزیدن، تپش داشتن، ضربان

۶

pulsate

زدن (نبض)، جهند کردن، تپیدن (قلب)، تکان دادن، بضربان افتادن

۷

pit a pat

با ضربات تند و متوالى، درحال ضربان، درحال بال بال، زننده، بال بال زننده، تپیدن