فرهنگ آریانپور
تپیدن
#۵۳٬۸۳۷
palpitate
تپیدن، تپش کردن، تند زدن (نبض)، لرزیدن
beat
(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش
skip
(از روى چیزى) پریدن، ورجه ورجه کردن، از قلم اندازى، سفید گذاردن قسمتى از نقاشى، جست و خیز کردن، تپیدن، پرش کردن، رقص کنان حرکت کردن، لى لى کردن، بالا و پایین رفتن، جست، جست زدن، جست بزن
pulse
تپش، ضربان، نبض، جهند زدن، تپیدن
throb
تپش، زدن، تپیدن، لرزیدن، تپش داشتن، ضربان
pulsate
زدن (نبض)، جهند کردن، تپیدن (قلب)، تکان دادن، بضربان افتادن
pit a pat
با ضربات تند و متوالى، درحال ضربان، درحال بال بال، زننده، بال بال زننده، تپیدن