فرهنگ آریان‌پور

ارسال‌ کردن

#۵٬۳۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

consign

سپردن، تسلیم کردن، امانت گذاردن، ارسال کردن

۲

send

(past: sent ; past participle: sent) ـ فرستادن، ارسال داشتن، روانه کردن، گسیل داشتن، اعزام داشتن، مرخص کردن

۳

remit

بخشیدن، آمرزیدن، معاف کردن، فرو نشاندن، پول رسانیدن، وجه فرستادن، ارسال وجه