فرهنگ آریان‌پور

ارسال داشتن

#۵٬۳۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

send

(past: sent ; past participle: sent) ـ فرستادن، ارسال داشتن، روانه کردن، گسیل داشتن، اعزام داشتن، مرخص کردن

۲

consign

سپردن، تسلیم کردن، امانت گذاردن، ارسال کردن

۳

forward

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن