فرهنگ آریان‌پور

ارسال

#۵٬۳۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

address

درست کردن، مرتب کردن، متوجه ساختن، قراول رفتن، دستور دادن، اداره کردن، نظارت کردن، خطاب کردن، عنوان نوشتن، مخاطب ساختن، سخن گفتن عنوان، نام و نشان، سرنامه، نشانى، آدرس، خطاب، خطابه، نطق، عریضیه، طرزخطاب، برخورد، مهارت، حمل، ارسال، نشانى دادن address ـ (44)

۲

dispatch

اعزام کردن، اعزام، توزیع امکانات، گسیل، گسیل داشتن، گسیل کردن، اعزام داشتن، روانه کردن، فرستادن، مخابره کردن، ارسال، انجام سریع، کشتن، شتاب، پیغام

۳

forwarding

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن forward

۴

remittance

فرستادن پول، پول، پرداخت، تادیه، وجه ارسالى

۵

consignment

حمل، ارسال، محموله، مرسوله

۶

transmittal

(transmittance، transmittancy) انتقال، سرایت، عبور، ارسال، مخابره، پراکنش

۷

intromission

تو رفتگى، مواد الحاقى، درج، ارسال، قبول، تصدیق، معارضه

۸

transmission

انتقال، عبور، ارسال، سرایت، اسبابى که به وسیله آن نیروى موتور اتومبیل به چرخها منتقل مى شود، فرا فرستى، فرا فرستادن، سخن پراکنى، مخابره، مخابرات

۹

transmittance

(transmittal، transmittancy) انتقال، سرایت، عبور، ارسال، مخابره، پراکنش

۱۰

transmittancy

(transmittal، transmittance) انتقال، سرایت، عبور، ارسال، مخابره، پراکنش

۱۱

emission

صدور، نشر، انتشار سهام دولتى و اوراق قرضه و اسکناس، بیرون دادن، خروج، (پزشکى) دفع مایعات

۱۲

shipment

حمل، محموله، کالاى حمل شده با کشتى

۱۳

conveyance

حمل، واگذارى، انتقال، سند انتقال، وسیله نقلیه