فرهنگ آریانپور
تباهی
#۵۳٬۳۷۶
depravity
تباهى، فساد، هرزگى، بدکردارى، شرارت
perdition
تباهى، فنا، نیستى، مرگ روحانى
depravation
تباهى، فساد، بداخلاقى، (معنى مجازى) مصیبت، بد نامى
depravement
تباهى، فساد، بداخلاقى، (معنى مجازى) مصیبت، بد نامى
decay
پوسیدگى، فساد، زوال، خرابى، تنزل، پوسیدن، فاسد شدن، تنزل کردن، منحط شدن، تباهى، محو شدن، تباه شدن
ruination
ویرانى، خرابى، تباهى
destruction
خرابى، ویرانى، تخریب، اتلاف، انهدام، تباهى
reprobation
مردودیت، هرزگى، فساد اخلاق، تباهى
degeneration
فساد، انحطاط، تباهى
dirt
چرک، کثافت، لکه، خاک
death
مرگ، درگذشت، فوت
blight
باد زدگى یا زنگ زدگى، زنگار، آفت، پژمردن
lesion
غبن (ghabn)، زیان حاصله در اثر عدم اجراى عقدى، (پزشکى و دامپزشکى) زخم، جراحت، خسارت، آسیب
smashup
کاملاً خرد شده، نابودى، تصادم
shipwreck
کشتى شکستگى، غرق کشتى، غرق، کشتى شکسته شدن
declination
میل، تمایل، دورى از محور اصلى
devastation
خرابى، انهدام