فرهنگ آریانپور
تباهگر
#۵۳٬۳۷۳
ulcer
(پزشکى) زخم، قرحه، زخم معده، قرحه دار کردن یا شدن، ریش کردن، ریش
killer
کشنده، قاتل
Vandal
خرابگر (کسى که از روى حماقت یابدجنسى چیزهاى هنرى یاهمگانى را خراب مى کند)
killing
کشتن، به قتل رساندن، ذبح کردن، ضایع کردن kill
pernicious
زیان آور، مضر، کشنده، نابود کننده، مهلک
annihilator
نابود کننده، از بین برنده decliner
pestiferous
طاعون آور، طاعون زده، فاسد کننده اخلاق دیگرى، مسرى، مضر، آزار دهنده، عفونى