واژههای فارسی←تب و تاب داشتنفرهنگ آریانپورتب و تاب داشتن#۵۳٬۳۱۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱sizzleصداى هیس کردن، جلز ولز کردن، صداى سوختن کباب روى آتشواژههای نزدیک در الفباتب سرخمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتب سنجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتب سیاه ابمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتب شدیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتب عرق گزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتب عرق گزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر