واژههای فارسی←تب عرق گزفرهنگ آریانپورتب عرق گز#۵۳٬۲۹۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱prickly heatگرمى دانه، عرق سوزواژههای نزدیک در الفباتب زردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتب سبکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتب سرخمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتب سنجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتب سیاه ابمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتب شدیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر