فرهنگ آریان‌پور

تب و تاب

#۵۳٬۳۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

glow

تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى

۲

ardor

گرمى، حرارت، تب و تاب، شوق، غیرت

۳

flame

شعله، زبانه آتش، الو، تب و تاب، شورعشق، شعله زدن، زبانه کشیدن، مشتعل شدن، تابش

۴

edge

کنار، لبه، نبش، کناره، تیزى، برندگى داراى لبه تیز کردن، تحریک کردن، کم کم پیش رفتن، اریب وار پیش رفتن

۵

fire

آتش، حریق، (علوم نظامى) شلیک، (مجازى) تندى، حرارت، آتش زدن، افروختن، تفنگ یاتوپ را آتش کردن، بیرون کردن، انگیختن

۶

flush

تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up)

۷

vigor

(vigour =) ـ قدرت، نیرومندى، زور، نیرو، انرژى، توان

۸

vigour

(vigor =) ـ قدرت، نیرومندى، زور، نیرو، انرژى، توان

۹

ecstasy

وجد، خلسه، حظ یا خوشى زیاد

۱۰

dramatics

کارهاى هنرى و خارج از برنامه دبیرستان و دانشکده، روش نمایش، هنر تئاتر، فن نمایش