واژههای فارسی←تاب دار کردنفرهنگ آریانپورتاب دار کردن#۵۲٬۰۷۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱warpتار (در مقابل پود)، ریسمان، پیچ و تاب، تاب دار کردن، منحرف کردن، تاب برداشتنواژههای نزدیک در الفباتاب برداشتن در اثر فشار یا حرارت شدیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتاب برداشتن شیلنگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتاب تحملمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتاب تحمل چیزی را داشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتاب تحمل داشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتاب تحمل کسی را داشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر