واژههای فارسی←تاب برداشتن در اثر فشار یا حرارت شدیدفرهنگ آریانپورتاب برداشتن در اثر فشار یا حرارت شدید#۵۲٬۰۵۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱buckleسگک، قلاب، پیچ، با سگک بستن، دست و پنجه نرم کردن، تسمه فلزى، چپراست، خم شدنواژههای نزدیک در الفباتاب اورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتاب اوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتاب اوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتاب اوردنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتاب اوردنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتاب اورندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر