فرهنگ آریان‌پور

پهلویی

#۴۸٬۶۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

lateral

پهلویى، جانبى، افقى، واقع در خط افقى، جنبى، عرضى lateral nextdoor

۲

laterad

پهلویى، جانبى، افقى، واقع در خط افقى، جنبى

۳

next

بعد، دیگر، آینده، پهلویى، جنبى، مجاور، نزدیک ترین، پس از آن، سپس، جنب، کنار

۴

sideward

(side wards =) ـ یک ور، پهلویى، ضلعى، از پهلو

۵

immediate

بى درنگ، فورى، بلافاصله، بلا واسطه، پهلویى، آنى، ضرورى، بلافصل

۶

sidewards

(side ward =) ـ یک ور، پهلویى، ضلعى، از پهلو

۷

side

طرف، سو، سمت، پهلو، جنب، طرفدارى کردن از، در یکسو قرار دادن، جانب، ضلع، کناره

۸

siding

طرف، سو، سمت، پهلو، جنب، طرفدارى کردن از، در یکسو قرار دادن، جانب، ضلع، کناره side