فرهنگ آریان‌پور

پهلوی هم قرار دادن

#۴۸٬۶۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

joint

محل اتصال، مفصل، لولا، مشترک، توام، درزه، بند گاه، بند، پیوندگاه، زانویى، جاى کشیدن تریاک با استعمال نوشابه، شرکتى، مشاع، شریک، متصل، کردن، خرد کردن، بند بند کردن، مساعى مشترک

۲

collocate

پهلوى هم گذاردن، مرتب کردن

۳

tessellate

به صورت سنگ هاى چهارگوش کوچک درآوردن، با موزائیک زینت دادن، با موزائیک فرش کردن