فرهنگ آریان‌پور

پهلو - از -

#۴۸٬۵۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

by

به دست، بتوسط، با، به وسیله، از، بواسطه، پهلوى، نزدیک، کنار، از نزدیک، از پهلوى، از کنار، درکنار، از پهلو، محل سکنى، فرعى، درجه دوم

۲

besides

گذشته از این، وانگهى، بعلاوه، نزدیک، کنار، درکنار، از پهلو، از جلو، درجوار

۳

sideway

غیر مستقیم، یک طرفه، فرعى، از پهلو

۴

sidling

(sideling =) ـ از پهلو، یکورى، کج، مایل، سراشیب

۵

sideling

(sidling =) ـ از پهلو، یکورى، کج، مایل، سراشیب

۶

sideward

(side wards =) ـ یک ور، پهلویى، ضلعى، از پهلو

۷

sideways

از پهلو، یک برى

۸

sidewards

(side ward =) ـ یک ور، پهلویى، ضلعى، از پهلو

۹

side arm

اسلحه کمرى، از پهلو، کمرى

۱۰

side view

نماى جانبى، نیمرخ، از پهلو