فرهنگ آریان‌پور

پهلو

#۴۸٬۵۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

flank

پهلو، تهیگاه، طرف، (علوم نظامى) جناح، از جناح حمله کردن، درکنار واقع شدن

۲

hand

دست، عقربه، دسته، دستخط، خط، شرکت، دخالت، کمک، طرف، پهلو، پیمان دادن، کمک کردن، با دست کارى را انجام دادن یک وجب

۳

side

طرف، سو، سمت، پهلو، جنب، طرفدارى کردن از، در یکسو قرار دادن، جانب، ضلع، کناره

۴

phase

مرحله، فاز، منظر، وجهه، صورت، لحاظ، پایه، دوره تحول و تغییر، اهله قمر، جنبه، وضع، مرحله اى کردن

۵

broadside

توپهایى که در یک سوى کشتى آراسته شده، سطح پهن هر چیزى، با یک شلیک