فرهنگ آریانپور
پکش
#۴۷٬۸۲۶
burst
(past: burst ; past participle: burst) ـ قطع کردن، ترکیدن، از هم پاشیدن، شکفتن، منفجر کردن، انفجار، شیوع، قطارى، پشت سر هم
explosion
انفجار، بیرون ریزى، سر و صدا، هیاهو
#۴۷٬۸۲۶
(past: burst ; past participle: burst) ـ قطع کردن، ترکیدن، از هم پاشیدن، شکفتن، منفجر کردن، انفجار، شیوع، قطارى، پشت سر هم
انفجار، بیرون ریزى، سر و صدا، هیاهو