واژههای فارسی←پکاندن تایر و بادکنکفرهنگ آریانپورپکاندن تایر و بادکنک#۴۷٬۸۱۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱blow(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدنواژههای نزدیک در الفباپکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپک زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپک و پوزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپکاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپکتینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپکچهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر