فرهنگ آریان‌پور

پکری

#۴۷٬۸۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

upset

(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته

۲

dumps

زباله، آشغال، موادى که موقتا براى استعمال انبار مى شود، تفکر، خیال، جنس را (براى رقابت) بقیمت خیلى ارزان فروختن، فرورفتن در خیالات واهى، حالت مالخولیایى، رو گرفت، رو بردارى کردن dump

۳

discomposure

اضطراب، پریشانى

۴

disappointment

یاس، ناامیدى، نومیدى، دل شکستگى