فرهنگ آریانپور
پکر کردن
#۴۷٬۸۲۲
miff
زودرنج، رنجش، کدورت، قهر، قهر کردن، رنجیدن، پژمرده شدن
upset
(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته
discomfit
خنثى کردن، ایجاد اشکال کردن، دچار مانع کردن، ناراحت کردن، بطلان
disgruntle
بدخلق کردن، غمگین کردن