فرهنگ آریان‌پور

پشک

#۴۷٬۶۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

dew

شبنم، ژاله، شبنم زدن، شبنم باریدن

۲

cask

بشکه، خمره چوبى، چلیک

۳

frost

ژاله، شبنم منجمد، شبنم، سرماریزه، گچک، برفک، سرمازدن، سرمازده کردن، از شبنم یا برف ریزه پوشیده شدن