فرهنگ آریان‌پور

پشتیبانی کردن

#۴۷٬۶۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

aid

کمک، کمک کردن، مدد کار، یارى کردن، مساعدت کردن، پشتیبانى کردن، حمایت کردن، یارى، حمایت، همدست، بردست، یاور

۲

prop

حایل، نگهدار، پایه، تیر، شمع (در معدن)، نگهداشتن، پشتیبانى کردن، حایل کردن یا شدن

۳

rally

صف آرایى کردن، دوباره جمع آورى کردن، دوباره به کار انداختن، نیروى تازه دادن به، گرد آمدن، سرو صورت تازه گرفتن، پشتیبانى کردن، تقویت کردن، بالا بردن قیمت

۴

backup

پشتیبان، پشتیبانى کردن

۵

support

پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن

۶

champion

پهلوان، قهرمان، مبارزه، دفاع کردن از، پشتیبانى کردن

۷

countenance

سیما، قیافه، رخ، تشویق کردن، پشتیبانى کردن

۸

second

دوم آن که، ثانیا