فرهنگ آریان‌پور

پشتکار با

#۴۷٬۵۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

pushing

چیزى را زور دادن، با زور جلو بردن، هل دادن، شاخ زدن، یورش بردن، زور، فشار به جلو، هل، تنه، نشاندن، فشار دادن push