فرهنگ آریان‌پور

پشتکار

#۴۷٬۵۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

perseverance

پشتکار، استقامت، ثبات قدم، مداومت، اصرار

۲

assiduity

توجه، پشتکار، استقامت، مداومت، توجه و دقت مداوم

۳

push

چیزى را زور دادن، با زور جلو بردن، هل دادن، شاخ زدن، یورش بردن، زور، فشار به جلو، هل، تنه، نشاندن، فشار دادن

۴

snap

بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن

۵

steam

بخار، دمه، بخار آب، بخار دادن، بخار کردن

۶

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن

۷

industry

صنعت، صناعت، پیشه و هنر، ابتکار، مجاهدت

۸

diligence

کوشش پیوسته، سعى و کوشش، پشت کار

۹

enterprise

عمل تهور آمیز، امر خطیر، اقدام مهم، (مانند تاسیس کارخانه و غیره)، سرمایه گذارى، تشکیلات اقتصادى، مبادرت به کارى کردن، اقدام کردن enterprise industriousness

۱۰

application

کاربرد، استفاده، درخواست، درخواست نامه، پشت کار، استعمال

۱۱

persistence

(persistency =) ـ اصرار، ابرام، دوام، سماجت، ماندگارى، پافشارى