فرهنگ آریانپور
پشتبند
#۴۷٬۵۷۲
strut
خرامیدن، خرامش، قدم زنى با تبختر
truss
چوب بست زدن، پایه زدن، بستن، به سیخ کشیدن، به دار آویختن، جفت کردن، گره زدن، دسته کردن، متمسک شدن، کوک زن، به هم بستن، بادبان را جمع کردن، بار سفر بستن، به دار آویخته شدن، خرپا، شکم بند، بقچه، انبان، فتق بند
support
پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن
underlay
(past: underlay ; past participle: underlain) ـ در زیر چیزى لایه قرار دادن، زمینه چیزى بودن
supporter
حامى، پشتیبان، نگهدار
supplement
مکمل، ضمیمه، متمم، الحاق، زاویه مکمل، تکمیل کردن، ضمیمه شدن به، پس آورد، هم آورد
underpinning
پى بندى کردن، پى سنگى درزیر دیوار قرار دادن، پشتیبانى یا تایید کردن