پست کردن
#۴۷٬۱۰۵
abase
پست کردن، تحقیر نمودن، کم ارزش کردن
post
پست، شغل، پست کردن، بدیوار زدن، چاپار، نامه رسان، پستچى، مجموعه پستى، بسته پستى، سیستم پستى، پستخانه، صندوق پست، تعجیل، عجله، ارسال سریع، تیر تلفن و غیره، تیردگل کشتى و امثال آن، پست نظامى، پاسگاه، مقام، مسئولیت، آگهى و اعلان کردن
debase
مقام کسى را پایین بردن، پست کردن
humble
زبون، فروتن، متواضع، محقر، پست، بدون ارتفاع، پست کردن، فروتنى کردن، شکسته نفسى کردن
degrade
تنزل کردن، تنزل دادن، پست کردن، خفت دادن، تنزل رتبه دادن، منحط کردن
زره، جوشن، زره دار کردن، پست، نامه رسان، پستى، با پست فرستادن، چاپار
lower
(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low
pervert
منحرف کردن، از راه راست به در کردن، گمراه شدن، مرتد، بدراه، منحرف
vitiate
فاسد کردن، تباه کردن، معیوب ساختن، خراب کردن، ناپاک ساختن، فاسد شدن، تباه شدن، بلااثر کردن