فرهنگ آریانپور
پست فطرت
#۴۷٬۰۹۸
mean
(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین
rascal
آدم رذل، شخص پست، آدم حقه باز، پست فطرت
vile
پست، فرومایه، فاسد، بداخلاق، شرم آور، زننده
common
مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن
shabby
پست، دون، نخ نما، کهنه، ژنده
dastardly
نامرد (وار) lowminded poorspirited
scoundrel
(villain =) ـ ارقه، لات، رذل
villainous
پست، نالایق، فاسد، شریر، بدذات، خیلى بد