فرهنگ آریان‌پور

پست فطرت

#۴۷٬۰۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

mean

(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین

۲

rascal

آدم رذل، شخص پست، آدم حقه باز، پست فطرت

۳

vile

پست، فرومایه، فاسد، بداخلاق، شرم آور، زننده

۴

common

مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن

۵

shabby

پست، دون، نخ نما، کهنه، ژنده

۶

dastardly

نامرد (وار) lowminded poorspirited

۷

scoundrel

(villain =) ـ ارقه، لات، رذل

۸

villainous

پست، نالایق، فاسد، شریر، بدذات، خیلى بد