پست کردن
#۴۷٬۱۰۴
abase
پست کردن، تحقیر نمودن، کم ارزش کردن
demean
پست کردن، رفتار کردن
mortify
پست کردن، ریاضت دادن، کشتن، آزردن، رنجاندن
humiliate
پست کردن، تحقیر کردن، اهانت کردن به
post
پست، شغل، پست کردن، بدیوار زدن، چاپار، نامه رسان، پستچى، مجموعه پستى، بسته پستى، سیستم پستى، پستخانه، صندوق پست، تعجیل، عجله، ارسال سریع، تیر تلفن و غیره، تیردگل کشتى و امثال آن، پست نظامى، پاسگاه، مقام، مسئولیت، آگهى و اعلان کردن
abject
پست، فرومایه، سرافکنده، مطرود، روى برتافتن، خوار، پست کردن، کوچک کردن، تحقیر کردن
debase
مقام کسى را پایین بردن، پست کردن
humble
زبون، فروتن، متواضع، محقر، پست، بدون ارتفاع، پست کردن، فروتنى کردن، شکسته نفسى کردن
degrade
تنزل کردن، تنزل دادن، پست کردن، خفت دادن، تنزل رتبه دادن، منحط کردن
disrate
پایین آوردن، پست کردن، تقلیل رتبه دادن
disparage
عدم وفق، انکار فضیلت چیزى را کردن، کم گرفتن، بى قدر کردن، پست کردن، بى اعتبار کردن
vulgarize
عوامانه کردن، پست کردن، مبتذل کردن
mortification
ریاضت، پست کردن، رنج، خجلت، فساد