فرهنگ آریان‌پور

پس افتاده - بدهی -

#۴۶٬۷۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

back

عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن

۲

arrear

به عقب، درپشت، بدهى پس افتاده، پس افت