فرهنگ آریان‌پور

پس افت

#۴۶٬۷۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

lag

کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر

۲

arrear

به عقب، درپشت، بدهى پس افتاده، پس افت

۳

backlog

کنده بزرگى که پشت آتش بخارى گذارده مى شود، موجودى جنسى که بابت سفارشات در انبار موجود است، جمع شدن، انبار شدن، کار ناتمام یا انباشته، پس افت