فرهنگ آریان‌پور

ارام کردن

#۴٬۶۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

lull

آرام کردن، فرو نشاندن، ساکت شدن، لالایى خواندن، آرامش، سکون، آرامى

۲

allay

آرام کردن، از شدت چیزى کاستن

۳

pacify

آرام کردن، فرو نشاندن، تسکین دادن

۴

appease

آرام کردن، ساکت کردن، تسکین دادن، فرو نشاندن، خواباندن، خشنود ساختن

۵

assuage

آرام کردن، تخفیف دادن

۶

placate

آرام کردن، تسکین دادن، آشتى کردن

۷

calm

آرامش، بى سر و صدایى، آسوده، سکوت، آرام، ساکت، ساکن آرام کردن، ساکت کردن، فرو نشاندن

۸

cool

خنک، خنک کردن، چاییدن، سرد، خونسرد، آرام کردن

۹

quiet

(quieten =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن، خموش، آرامش، سکون، رفاه، آرام، ساکن، خاموش، بیصدا

۱۰

becalm

(دریانوردى) از پیشرفت بازداشتن (در اثر فقدان باد)، آرام کردن، تسلى دادن

۱۱

gentle

نجیب، با تربیت، ملایم، آرام، لطیف، مهربان، آهسته، ملایم کردن، رام کردن، آرام کردن

۱۲

mollify

فرو نشاندن، آرام کردن، نرم کردن، تسکین دادن، خواباندن

۱۳

quieten

(quiet =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن

۱۴

silence

خموشى، خاموشى، سکوت، آرامش، فروگذارى، ساکت کردن، آرام کردن، خاموش شدن

۱۵

acquiesce

تسلیم شدن، تن در دادن، راضى شدن، رضایت دادن، موافقت کردن، آرام کردن

۱۶

alleviate

سبک کردن، آرام کردن، کم کردن

۱۷

conciliate

ساکت کردن، آرام کردن، مطالعه کردن، آشتى دادن