فرهنگ آریانپور
اذوقه
#۴٬۴۸۵
stover
آذوقه، خواربار، علوفه
supply
فرآورده، تهیه کردن، رساندن، دادن به، عرضه داشتن، تدارک دیدن، تولید کردن، موجودى، لزوم، آذوقه، منبع، تامین کردن
victual
خواربار تامین کردن، غذا ذخیره کردن (انبارکردن)، تهیه آذوقه، ماکولات، آذوقه
provender
علیق، علوفه، خواربار، آذوقه، غذا، علیق دادن
purveyance
(pourveyance =) ـ تهیه خواربار، آذوقه، آذوقه رسانى
larder
دولابچه، گنجه خوراک، خوراکى
provision
تهیه، قید، توشه، تدارک، شرط، بند، ماده، قوانین، سورسات رساندن، مقرر داشتن، شرط کردن rations