فرهنگ آریانپور
اذن
#۴٬۴۸۲
leave
(past: left ; past participle: left) ـ برگ دادن، جوانه زدن، باقى گذاردن، رها کردن، ول کردن، گذاشتن، دست کشیدن از، رهسپار شدن، عازم شدن، ترک کردن برگ درخت، اجازه، اذن، مرخصى، رخصت
permission
اجازه، اذن، رخصت، دستور، پروانه، مرخصى
consent
رضایت، موافقت، راضى شدن، رضایت دادن