فرهنگ آریان‌پور

پرپشت

#۴۴٬۸۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

lush

پر آب، آبدار، شاداب، پرپشت، با شکوه، مست کردن، مشروبخوار، الکلى

۲

bushy

انبوه، پرپشت

۳

thick

کلفت، ستبر، صخیم، غلیظ، سفت، انبوه، گل آلود، تیره، ابرى، گرفته، زیاد، پرپشت

۴

steady

یکنواخت، محکم، پرپشت، استوار، ثابت، پى درپى، مداوم، پیوسته و یکنواخت کردن، استوار یا محکم کردن، ساکن شدن

۵

bushily

انبوه، پرپشت

۶

thickset

انبوه، پرپشت، تنگ هم، تنگ، کلفت، قطور

۷

exuberant

فراوان، پرپشت، فیض بخش، پربرکت

۸

rank

رتبه، رتبه بندى کردن، (در مورد جانور) طلب شده، ترتیب، نظم، شکل، سلسله، مقام، صف، ردیف، قطار، رشته، شان، آراستن، منظم کردن، درجه دادن، دسته بندى کردن، انبوه، ترشیده، جلف

۹

close

به دقت

۱۰

dense

متراکم، چگال، غلیظ، انبوه، احمق، خنگ

۱۱

compact

جمع و جور، به هم پیوسته، پیمان، معاهده، متراکم به هم فشردن، به هم متصل کردن، ریز بافتن، فشرده، فشرده کردن