فرهنگ آریان‌پور

پرپر زدن

#۴۴٬۸۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

flicker

لرزیدن، سوسوزدن، پرپر زدن، جنبش، سوسو، در اهتزاز بودن

۲

flutter

بال زنى دسته جمعى، لرزش، اهتزاز، بال و پر زنى، حرکت سراسیمه، بال بال زدن (بدون پریدن)، لرزیدن، در اهتزاز بودن، سراسیمه بودن، لرزاندن