پراکنش
#۴۴٬۷۰۰
transmittal
(transmittance، transmittancy) انتقال، سرایت، عبور، ارسال، مخابره، پراکنش
transmittance
(transmittal، transmittancy) انتقال، سرایت، عبور، ارسال، مخابره، پراکنش
transmittancy
(transmittal، transmittance) انتقال، سرایت، عبور، ارسال، مخابره، پراکنش
fork
چنگال، محل انشعاب، جند شاخه شدن، سه شاخه، دوشاخه، منشعب شدن، مثل چنگال شدن، پنجه
issue
بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره
contagion
(پزشکى) واگیرى، سرایت، ناخوشى واگیر
diffusion
پخش، پخش شدگى، ریزش، افاضه، (مجازى) انتشار
dispersal
پراکندگى
dispersion
پراکندگى، تفرق، انتشار، آوارگى، تجریه نور
scattering
پراکنده کردن، پراکنده شدن، متفرق کردن، پراکندن، پخش کردن، از هم جدا کردن، پراکنده و پریشان کردن، افشاندن scatter
circulation
گردش، دوران، انتشار، جریان، دوران خون، رواج، پول رایج، تیراژ (روزنامه یامجله)، تیراژ
distribution
توزیع، پخش
dissemination
پاشیدگى، انتشار، پخش