فرهنگ آریان‌پور

پراکافت

#۴۴٬۶۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

palsy

فلج، زمین گیرى، فلج کردن

۲

paralysis

فلج، رعشه، سکته ناقص، از کار افتادگى، وقفه، بیحالى، رخوت، عجز