فرهنگ آریانپور
پایین
#۴۳٬۲۶۳
down
پایین، از کارافتاده، پر درآوردن جوجه پرندگان، پرهاى ریزى که براى متکا به کار مى رود، کرک، کرک صورت پایین، سوى پایین، به طرف پایین، زیر، به زیر، دلتنگ، غمگین، پیش قسط down ـ (48)
feet
پاچنگال برداشتن، پازدن، قدم زدن، پایه، پایین، دامنه
below
درزیر، پایین، مادون
bottom
ته، پایین، تحتانى، زیر، کشتى، کف
nether
واقع در پایین، در زیر، زیر، پایین، واقع در زیر
beneath
زیر، پایین، در زیر، از زیر، پایین تر از، روى خاک، کوچکتر، پست تر، زیرین، پائینى، پایین تر، تحتانى، تحت نفوذ، تحت فشار
submiss
مطیع، پست، پایین
downward
(downwords =) ـ پایین، زیرین، روبه پایین، متمایل به پایین، رو به پایین
underneath
در زیر، از زیر، زیرین، پائینى، پایین de
low
خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست
foot
پا، قدم، پاچه، دامنه، فوت (مقیاس طول انگلیسى معادل 12 اینچ)، هجاى شعرى، پایکوبى کردن، پازدن، پرداختن مخارج