فرهنگ آریان‌پور

پایین

#۴۳٬۲۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

down

پایین، از کارافتاده، پر درآوردن جوجه پرندگان، پرهاى ریزى که براى متکا به کار مى رود، کرک، کرک صورت پایین، سوى پایین، به طرف پایین، زیر، به زیر، دلتنگ، غمگین، پیش قسط down ـ (48)

۲

feet

پاچنگال برداشتن، پازدن، قدم زدن، پایه، پایین، دامنه

۳

below

درزیر، پایین، مادون

۴

bottom

ته، پایین، تحتانى، زیر، کشتى، کف

۵

nether

واقع در پایین، در زیر، زیر، پایین، واقع در زیر

۶

beneath

زیر، پایین، در زیر، از زیر، پایین تر از، روى خاک، کوچکتر، پست تر، زیرین، پائینى، پایین تر، تحتانى، تحت نفوذ، تحت فشار

۷

submiss

مطیع، پست، پایین

۸

downward

(downwords =) ـ پایین، زیرین، روبه پایین، متمایل به پایین، رو به پایین

۹

underneath

در زیر، از زیر، زیرین، پائینى، پایین de

۱۰

low

خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست

۱۱

foot

پا، قدم، پاچه، دامنه، فوت (مقیاس طول انگلیسى معادل 12 اینچ)، هجاى شعرى، پایکوبى کردن، پازدن، پرداختن مخارج