فرهنگ آریانپور
پایداری کردن
#۴۳٬۰۹۴
resist
پایدارى، پایدارى کردن، ایستادگى کردن، استقامت کردن، مانع شدن، مخالفت کردن با
stick
(past: stuck ; past participle: stuck) ـ چسبیدن، فرورفتن، گیر کردن، گیر افتادن، سوراخ کردن، نصب کردن، الصاق کردن، چوب، عصا، چماق، وضع، چسبندگى، چسبناک، الصاق، تاخیر، پیچ درکار، تحمل کردن، چسباندن، تردید کردن، وقفه
endure
تحمل کردن، بردبارى کردن دربرابر، طاقت چیزى را داشتن، تاب چیزى را آوردن
dispute
ستیزه، چون و چرا، مشاجره، نزاع، جدال کردن، مباحثه کردن، انکار کردن
persevere
پشتکار داشتن، استقامت بخرج دادن، ثابت قدم ماندن