فرهنگ آریان‌پور

پایداری

#۴۳٬۰۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

resist

پایدارى، پایدارى کردن، ایستادگى کردن، استقامت کردن، مانع شدن، مخالفت کردن با

۲

constancy

پایدارى، ثبات، استوارى، وفادارى

۳

permanency

پایدارى، ترتیب همیشگى، قرار دائمى، ثبات، دوام

۴

fixity

تثبیت، ثبوت، ثبات، قرار، پایدارى، استوارى

۵

endurance

تحمل، پایدارى

۶

stability

پایایى، پایدارى، (stableness) استوارى، استحکام، ثبات

۷

resistance

مقاومت، استحکام، پایدارى، ایستادگى، عایق مقاومت، سختى، مخالفت

۸

stableness

(stability =) ـ استوارى، استحکام، ثبات، پایدارى

۹

stickability

قابلیت مقاومت، قابلیت محافظت، پایدارى

۱۰

staying power

نیروى پایدارى، بنیه، طاقت، قدرت، استحکام

۱۱

guts

روده، زه، تنگه، شکم، شکنبه، (در جمع) دل و روده، احشاء، پر خورى، شکم گندگى، طاقت، جرات، بنیه، نیرو، روده در آوردن از، غارت کردن، حریصانه خوردن

۱۲

patience

بردبارى، شکیبایى، شکیب، صبر، طاقت، تاب

۱۳

opposition

ضدیت، مخالفت، مقاومت، تضاد، مقابله

۱۴

persistence

(persistency =) ـ اصرار، ابرام، دوام، سماجت، ماندگارى، پافشارى