فرهنگ آریانپور
پایداری
#۴۳٬۰۹۰
resist
پایدارى، پایدارى کردن، ایستادگى کردن، استقامت کردن، مانع شدن، مخالفت کردن با
constancy
پایدارى، ثبات، استوارى، وفادارى
permanency
پایدارى، ترتیب همیشگى، قرار دائمى، ثبات، دوام
fixity
تثبیت، ثبوت، ثبات، قرار، پایدارى، استوارى
endurance
تحمل، پایدارى
stability
پایایى، پایدارى، (stableness) استوارى، استحکام، ثبات
resistance
مقاومت، استحکام، پایدارى، ایستادگى، عایق مقاومت، سختى، مخالفت
stableness
(stability =) ـ استوارى، استحکام، ثبات، پایدارى
stickability
قابلیت مقاومت، قابلیت محافظت، پایدارى
staying power
نیروى پایدارى، بنیه، طاقت، قدرت، استحکام
guts
روده، زه، تنگه، شکم، شکنبه، (در جمع) دل و روده، احشاء، پر خورى، شکم گندگى، طاقت، جرات، بنیه، نیرو، روده در آوردن از، غارت کردن، حریصانه خوردن
patience
بردبارى، شکیبایى، شکیب، صبر، طاقت، تاب
opposition
ضدیت، مخالفت، مقاومت، تضاد، مقابله
persistence
(persistency =) ـ اصرار، ابرام، دوام، سماجت، ماندگارى، پافشارى