فرهنگ آریان‌پور

پایا کردن

#۴۲٬۹۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

settle

واریز، تسویه، جا دادن، ماندن، مقیم کردن، ساکن کردن، واریز کردن، تصفیه کردن، معین کردن، ته نشین شدن، تصفیه حساب کردن، نشست کردن

۲

stabilize

پایا ساختن، تثبیت کردن، بحالت موازنه درآوردن، پابرجا شدن یا کردن، استوار کردن، ثابت شدن