فرهنگ آریان‌پور

پایا پای‌ کردن

#۴۲٬۹۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

clear

واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن

۲

exchange

معاوضه، مبادله، تبادل، ردوبدل ارز، اسعار، جاى معاملات ارزى و سهامى، بورس، صرافخانه، صرافى، مبادله کردن، عوض کردن، تسعیر یافتن، ردو بدل کننده