پایا
#۴۲٬۹۵۴
stable
استوار، محکم، پابرجا، ثابت، با ثبات، مداوم، محک کردن، ثابت کردن، استوار شدن، طویله، اصطبل، در طویله بستن، جا دادن، پایا، پایدار stable رنگرزی
abiding
پایدار، پایا، ساکن، وفا کننده، تاب آور، تحمل کننده
durable
باودام، پایا، دیرپاى
eternal
ابدى، ازلى، جاودانى، همیشگى، فناناپذیر، بى پایان، دائمى، پیوسته، مکرر، لایزال، جاوید
perennial
همیشگى، دائمى، ابدى، جاودانى، پایا، همه ساله
persistent
مصر، پایا، مداوم، ایستادگى کننده، سمج، ماندگار، مزمن
fixed
کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون
lasting
بازپسین، پسین، آخر، آخرین، اخیر، نهانى، قطعى، دوام داشتن، دوام کردن، طول کشیدن، به درازا کشیدن، پایستن last
mordant
زننده، جگرسوز، گوشه دار، نیشدار، (رنگرزى) ماده ثابت کننده، ماده ثبات به کار بردن
enduring
تحمل کردن، بردبارى کردن دربرابر، طاقت چیزى را داشتن، تاب چیزى را آوردن
immortal
ابدى، فنا ناپذیر، جاویدان، جاوید
tenacious
سرسخت، محکم، چسبنده، سفت، مستحکم، استوار
permanent
پایدار، ابدى، ثابت، ماندنى، سیر دائمى، دائمى واژه هاى شامل
languishing
بیحال شدن، افسرده شدن، پژمرده شدن، بیمار عشق شدن، با چشمان پر اشتیاق نگاه کردن، با چشمان خمار نگریستن longlived