فرهنگ آریان‌پور

پاپ‌ کردن

#۴۱٬۶۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

pop

پراندن، پریدن، زدن، ضربت ناگهانى زدن، بى مقدمه آوردن، بى مقدمه فشار آوردن، حمله کردن، ترکاندن، با صدا ترکیدن، به رهن گذاردن، بسرعت عملى انجام دادن، انفجار، ترکیدن، مشروبات گاز دار