واژههای فارسی←پاپ - نماینده -فرهنگ آریانپورپاپ - نماینده -#۴۱٬۵۹۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱legateنماینده پاپ، سفیر، ایلچى، نماینده تام الاختیار، به ارث گذاشتن، ارث، فرماندارواژههای نزدیک در الفباپاپ - سفارت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپاپ - سفیر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپاپ - طرفدار -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپاپ - فتوای -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپاپ - قلمرو -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپاپ - لقب -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر