فرهنگ آریان‌پور

پا - رد -

#۴۱٬۴۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

run

(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد

۲

spoor

رد پا، ردپاى کسى را گرفتن

۳

swath

(swathe =) ـ رد پا، ردیف باریک، راه باریک، اثر ماشین چمن زنى، پیچیدن، قنداق کردن، نوار

۴

trace

اثر، نشان، رد پا، جاى پا، مقدار ناچیز، ترسیم، رسم، ترسیم کردن، ضبط کردن، کشیدن، اثر گذاشتن، دنبال کردن، پى کردن، پى بردن به، رد، ردیابى کردن، رسم کردن

۵

track

شیار، لبه، باریکه، پیگردى کردن، رد پا، اثر، خط آهن، جاده، راه، نشان، مسابقه دویدن، تسلسل، توالى، رد پا را گرفتن، پى کردن، دنبال کردن

۶

runway

باند فرودگاه، مجرا، راهرو، رد پا

۷

swathe

(swath =) ـ رد پا، ردیف باریک، راه باریک، اثر ماشین چمن زنى، پیچیدن، قنداق کردن، نوار

۸

vestige

(vestigial =) ـ نشان، اثر، جاى پا، رد پا، ذره، خرده، بقایا

۹

footmark

(footprint =) ـ جاى پا، اثر پا، رد پا

۱۰

footstep

جاى پا، رد پا، جاپا، پى، گام، قدم، گام بردارى